ابو القاسم راز شيرازى

362

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تشبيه شهوت به دست ، نيكوست . پس فرمود : پاى اين صورت ، عجب است ؛ زيرا كه به رجل ، انسان اقدام بر تمشيت امور خود مىكند ، همچنين ، اعجاب به نفس و علم و عمل خود ، باعث اقدام بر امور معظمه از نفع و ضرّ به خلايق است ؛ پس تشبيه عجب به رجل ، مناسب است . پس فرمود : قلب آن صورت ، غفلت است ؛ زيرا كه قلب انسان ، مقرّ سلطنت روح است بر تمام اعضاء و اجزاء بدنيّه ، و به معرفت قلبيّه ، صادر مىشود از انسان طاعات و خيرات ؛ همچنين غفلت از حقّ تعالى باعث تسلّط و مهارت نفس است در صفات ذميمه و انبعاث اخلاق رذيله ؛ زيرا كه منبعث مىشود از غفلت نفسانيّه ، تمام ذمايم اخلاق رديّهء مهلكه ؛ و اگر صفت غفلت ، از قلب زائل گردد و هوشيارى و معرفت الهيّه حاصل آيد ، خلقى ناپسند از وى ظاهر نگردد ؛ پس چه بسيار مناسب است تشبيه كردن غفلت را به قلب صورت دنيا . پس فرمود : وجود صورت دنيا ، فنا و حاصل آن زوال است ؛ زيرا كه دنيا اسفل سافلين عوالم است ، و حقّ تعالى را پست‌تر از اين ، عالمى نيست ؛ چنان‌كه فرمود : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ « 23 » ، و در آخر سلسلهء وجود واقع است ، و بعيد است از بحر فيض و بقاء وجود و نور الهى ؛ لهذا دار غسق و ظلمت و بعد و حجاب و غفلت و فناست ؛ يعنى به جهت وقوع آن در آخر مراتب موجودات كائنه « 24 » در « قوس

--> ( 23 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 49 رجوع شود . ( 24 ) - بودنى